برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1402 ساعت: 14:13
اونقدر احساسات علی ناب و قشنگه که از ته دل میگم خوش به حال زنش
موهام را میگیره تو دستای کوچیکش
بوس میکنه بو میکشه بعد میگه من قررررربون این موهای قشنگ برم
عاشقتم مامانی..
خدایی راضی به قربون صدقه رفتنش نیستم ولی فکرش را کنید
چه دلبری ها کنه از خانمش این بشر
برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 1:08
دوست داشتم وقتی بعد از این همه مدت گم و گوری اومدم وبلاگم حداقل یک نفر نوشته باشه کجایی؟ چرا نیستی؟ نگرانت شدم
ولی دریغ و افسوس که مجازی منم شبیه واقعیم پر از تنهایی و خلوت و سکوته
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۲ساعت 0:46 توسط f.sh|
برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1402 ساعت: 17:27